ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | |||||
3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 |
10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 |
17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 |
24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
31 |
مهدی طالقانی گفت: وزیر شعار تکبیر گفتن را از مسجد هدایت شروع کرد و در پاسخ به پیرمردی که گفت: «آقا محمود، بلال زمانه ماست» گفت:« آقا! فرق من با بلال این است که او چهرهاش سیاه بود و قلبش سفید و من بر عکس هستم».
مهدی طالقانی فرزند آیتآلله طالقانی در گفتوگو با خبرنگار فرهنگی فارس در مورد محمود مرتضاییفر معروف به وزیر شعار اظهار داشت: برای نخستین بار آقای مرتضاییفر را در سال 47 و 48 در مسجد هدایت دیده بودم. ایشان در خیابان لالهزار نو مغازهای داشتند و برای اقامه نماز به مسجد هدایت میآمدندوی افزود: مرتضاییفر تکبیر گفتن را از مسجد هدایت آغاز کرد پدرم اگر خواست که کسی را دعوت کند از وجود ایشان استفاده میکرد و مرحوم پدر زمانی که میخواست آقای هاشمی رفسنجانی را برای مسجد هدایت دعوت کند نامه را به آقای مرتضاییفر دادند.
طالقانی ادامه داد:آقای مرتضاییفر وقتی نامه را به آقای هاشمی رفسنجانی دادند آمدند به آقای طالقانی گفتند: «ایشان خیلی جوان هستند» که پدرم گفتند: «عیبی ندارد شما فقط نامه را برسانید».
طالقانی ادامه داد:اوائل انقلاب آقای مرتضاییفر و آقازاده ایشان در دفتر ما بودند و آنجا به اصطلاح کمک میکردند و بعد از آمدن حضرت امام (ره) به مدرسه علوی رفتند و آقازاده ایشان تا پایان کار دفتر با ما همکاری میکردند.
فرزند آیتالله طالقانی ادامه داد: آقای مرتضاییفر یک بار که در حال گفتن اذان بود، پیرمردی پیش آمد و شانه او را بوسید و خطاب به پدرم گفت: «آقا محمود، بلال زمانه ماست.» پدر با لبخندی گفتند: «بلال سیاه چرده بود، آقا محمود ما، سفید و خوب چهره است.» آقای مرتضایی در پاسخ گفتند: «آقا! فرق من با بلال این است که او چهرهاش سیاه بود و قلبش سفید و من بر عکس هستم!».
منبع : فارس